در ایران نیز برآوردها از وجود ۱۲ هزار و ۶۶۵ کودک کار حکایت دارد که این موضوع نشاندهنده ضرورت توجه بیشتر به سیاستهای حمایت اجتماعی، کاهش فقر و توانمندسازی خانوادههاست. در استان ایلام نیز تعداد ۲۰۴ کودک کار شناسایی و تحت پوشش خدمات حمایتی قرار دارند که هرچند نسبت به بسیاری از استانها رقم کمتری است، اما هر کودک کار نمادی از یک مسئله اجتماعی و اقتصادی است که نیازمند مداخله تخصصی می باشد.
تحلیل وضعیت کودکان کار استان نشان میدهد که مهمترین عامل ورود کودکان به بازار کار، فقر اقتصادی و مشکلات معیشتی خانوادههاست. کاهش درآمد خانوار، بیکاری یا اشتغال ناپایدار والدین، بدهیهای اقتصادی و نبود منابع حمایتی کافی، کودکان را به عنوان یکی از راهکارهای تأمین معاش خانواده وارد چرخه کار میکند.
بررسی ویژگیهای جمعیتی کودکان کار نیز بیانگر آن است که بیشترین فراوانی مربوط به کودکان پسر در گروه سنی ۱۰ تا ۱۵ سال است. این گروه سنی به دلیل توان جسمانی بیشتر و امکان فعالیت مستقل در محیطهای شهری، بیش از سایر گروههای سنی در معرض ورود به بازار کار قرار دارند. همچنین بخش عمده این کودکان در مشاغل غیررسمی و خیابانی به ویژه دستفروشی فعالیت میکنند؛ فعالیتی که آنان را در معرض انواع آسیبهای اجتماعی، ترک تحصیل، استثمار اقتصادی، خشونت و کاهش فرصتهای رشد و توسعه فردی قرار میدهد.
از منظر جامعهشناختی، کار کودک نه تنها نتیجه فقر است، بلکه خود عامل بازتولید فقر در نسلهای آینده محسوب میشود. کودکی که از تحصیل و آموزش مناسب محروم میشود، در بزرگسالی نیز فرصتهای شغلی و اقتصادی محدودتری خواهد داشت و این چرخه نابرابری اجتماعی تداوم مییابد.
بنابراین مبارزه با کار کودک صرفاً به معنای جلوگیری از اشتغال کودکان نیست، بلکه مستلزم رفع ریشههای ساختاری آن از جمله فقر، نابرابری اجتماعی، بیکاری والدین و ضعف نظامهای حمایت اجتماعی است. توسعه خدمات مددکاری اجتماعی، حمایتهای اقتصادی از خانوادههای آسیبپذیر، جلوگیری از ترک تحصیل و توانمندسازی خانوادهها از مهمترین راهکارهای کاهش و پیشگیری از کار کودک به شمار میروند.
روز جهانی مبارزه با کار کودک یادآور این حقیقت است که کودکان سرمایههای انسانی جامعه هستند و هیچ کودکی نباید به دلیل فقر از حق آموزش، سلامت، امنیت و کودکی کردن محروم شود.












نظر شما